۱۳۴۸ دی ۱۱, پنجشنبه

سرودعاشقانه ای  برای آلفرد جی پروفراگ


 


 


 


پس بیا من و تو با هم برویم


هنگامی که شب بر روی آسمان پهن می شود


مثل بیمار بیهوشی بر روی تخت اتاق عمل


بیا از خیابانهای روشن  وخالی شده بگذریم


پناهگاههای شلوغ شبهای بی قراری


مسافرخانه های متغیر یک شبه


خیابانهایی که مثل حرفهای بی سر وته


با سوءقصدی شدید ادامه دارند


وتورا به سوی سوالی دیوانه کننده می کشانند


آه از من نپرس


((این چه سوالی ست؟))


فقط بیا به دیدار هم برویم.


 


در اتاق زنها رفت وآمد می کنند


واز میکل آنژ سخن می گویند.


 


مه زرد رنگی که کمرش را به پنجره ها می مالد


دود زردی که .........


 


 


 


26 سپتامبر سالروز تولد تی اس الیوت


بگذریم


روزهای زیادی ست که چیزی ننوشته ام شاید یک موقعیت روانی تازه تری انتظار مرا می کشد منتظر می مانم دارم به پیشنهادهای جدیدتری فکر می کنم به ظرفیت های شاید وحشی تری.مدتهاست که  مجموعه اولم راتمام کرده ام اما به دلایل مختلف موفق به انتشار آن نشده ام و فکر نمی کنم به این زودی ها بتوانم این کار را انجام دهم.بی خیال. باز هم می نویسم و باز هم آتش می زنم میریزم دور تمامشان را.


داشتم آیرون میدن گوش می دادم حالا هم حمیرا بعد هم می خواهم....اصلا فکر نمی کنم به کسی ربطی داشته باشه.


به یک تی شرت مشکی آستین کوتاه نه ،بلند  فکر می کنم  بعضی وقت ها هم به سفیدش با مارک اصلی تامی که باهاش شبها تو پاییز برم بالا پشت بوم بخوابم.


هنوز بارسلونا رو دوست دارم چون به  قول محمد رضا(استاد)  :


تورا سری ست که با ما فرو نمی آید


مرا دلی کزو صبوری نمی آید


لوله سماور...


 


دیشب تو شوکا به بچه ها گفتم بیاین شعر و دیگه بریزیم دور .یکی گفت بریم موش بگیریم.یکی دیگه گفت نه بابا شاعری خوبه.اونروز باباچاهی تو ویستار....  


       


 داف و این حرفا.ما که دیگه تو این نخها نیستیم.


 


دو ساله شیراز نرفتم.افشین کریمی فرد می گفت چه چاق شدی پسر!.رضا کرد هم که در راه سینما کتک خورده.فقط با وحید داور شیرازی تماس برقراره .گله.زمین تا آسمون ادبیاتمون با هم فرق داره من خیلی بی ادبم.اون خیلی محترمه.


اه از حمیرا خسته شدم.بریم ابی گوش بدیم.


 


بدبخت الیوت بهونه شد چند روز دیگه هم باید برم دانشگا.


 


خانم غزل تاج بخش هم دلش خوشه یه مشت روشنفکر چسوی ضد اسلام دور خودش جمع کرده شعر بخونن با بچه ها تا تونستیم خندیدیم.اصلا حالم از هر کی که به اسلام فحش بده به هم می خوره.می خواستم بلند شم بزنم تو صورتشون انترا.اینو جدی می گم :درود بر اسلام.


خواستگاری هم زیاد سخت نیست باید پیشنهاد بدم همه این کارو بکنن.


به نظر شما تو بهشت هم می شه شعر نوشت و بعدش گفت اه کاش شاعر نبودم وای این بهشت هم چه دردسری ها یعنی آدم دوباره باید بره خواستگاری؟


مارفتیم


 غذا بخوریم


 جیگر گوسفند کیلو7000 تومان مثل جوینت آدم رو شاعر می کنه.یک شاعر تپل متفاوط

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر