۱۳۴۸ دی ۱۱, پنجشنبه

عصبانیت

 


                              


 


چرا همه از بالا و پایین من ایراد می گیرید؟


من تمام ثانیه ها کرم دارم


وشدیدا در کنج استخوانهام وول می خورم


تو که نیستی هی سرم به اطرافم می خورد


پراززانو می خورد                             


اما بدان                                          


هنگامی که هستی نیز، گول می خورم


 


باز ذله ی هر دور و بر حالا


بد نباش با من


تا لباسهای زیر


تا ته پفک نمکی برادرم


بگیر


 تا دکمه چراغ اتاق


باز می خواهم تمام تنم را بکشم پایین


وازپشت


روی بام


تاروی هر پشت بام


هیچ همسایه ای وجود ندارد


بیا


این جمله قصار من است


کو واحد بغلی؟


کوزیری؟


کوبالایی؟


بیا با هم برقصیم مامان!


برادر سنگینم را به شوخی بلند می کنم ول می کنم


می ریزد


چه لرزشی از زمین پا می شود


کل...کل...


مادر کجا به سر می بریم؟


زمین!                                        


مادر مامان


مادر بابا


ما در بابا چه کار می کنیم؟


با با در مامان به سر می برد ولی


ولی


مادرم تنهاست


بیا برقصیم با هم مامان!


 


زن دارم


زنم شعر می گوید


((خاک بر سرم که اجازه ندارد بروم خانه برادرم))


آه از برادر!


مادر زنم گفت: ((تو مریضی پسرم!))


گفتم:


((من در عذابم


از استراق سمع آبهای شبانگاه  روی خاک خداوند


از پفک های ته مانده آرمان در کف اتاق من


در برف


بیرون به سرعت می زنم


همیشه چندین ماه یکبار چندین بار فجیع می گردم


از اطراف به کله ام انگشت می کنند


با کله می کوبم توی سر هر باران های خداوند


اما خدا بیشتر قادر است


 


باشه ، ببار خدا!


مورفین ببار بر کله ام


چه رنگ قرمزی می ریزی چک چک


 بر مادر


کرم ها آغاز می کنند


کرم ها را باید مکید


کرم برای گسترش تیز استخوانهام از اطراف بدن خوب است


کرم برای ریختن خوب است


بیا


هیچ شرمی وجود ندارد


ای زنم


بیا


بیا تا گول بخورم


تو رنگ سیب زمینی  خلال می دهی با سس فرانسوی


این سطر را در گرسنگی خوردم


خیلی گشنه ام!


بیا


کرم کوچک رنگین کمانی مفید من!


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر